شهر یاران بودو خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر امد وشهریاران را چه شد
وقتی که از نزدیکترین کسانت انتظار محبت داری و بجای ان
زخم زبان میشنوی میتوانی بقول ان روانشناس ریلکس بمانی؟
و یا تو هم بدنبال بهانه ای خواهی بود تا یکی دیگر مظلوم تر
از خود گیر بیاوری و عقده بر او بگشائی و این چنین است
که ادب جای خود را به تهمت ها و توهین ها میدهد و ارزش ها
عوض میشوند و اگرهم بخواهی رعایت کنی گفتارت میشود
لفظ قلم حرف زدن و وفاداریت را خریت حساب میکنند
(گاهنامه خانم ندا –ح) و دلها از هم دور میشوند و تنهائی بر
انها حکومت میکند و چه حکومت مستبدانه ای و انگاه
برای عقب نماندن از قافله هر کس داشته خود را بزرگ میکند
تا خودی بنماید و سر کوفت را جبران نماید و فراموش میشود
مهربانی .... رحمانیتی که رب العالمین خود را بان موصوف
کرده است در بندگانش فراموش میشود و هر چه بدنبال ان
بروی کمتر خواهی یافت ....................................
صفای بوستان از "دوستان" است