تبليغاتX
فریدون - در بدر کوچه تنهائی
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
در بدر کوچه تنهائی
چتر را میبندم نا بارش گل واژه های نظرا تتان خیسم

کند و انتظار داشتم از دوستانی چون خانم ندا-ح مدیر

سایت گاهنامه و خانم لیلا دلیخون که معمولاروزهای

یک شنبه مطالب جالبی در روزنامه ایران دارند

و دیگر دوستانی که خود واقفند و نظراتشان برایم

 مهم بود عقیده خود را مینوشتند اما افسوس که

انتظارات  همیشه براورد نمیشوند

گفتتم به عسل که شیرینیت از مهر است

صدا امد که نه :اقتضای طبیعیش این است

هم چنین ازاقای مسعود ده نمکی مدیر وبلاگ

زیبای دل شدگان که شهر ه اند به رک گویی

 انتظار پاسحی روشن ترداشتم . وتشکرمینمایم

از اقای دکتر فرزاد عزیز که نظر روشنتری دادند.

من درد اصلی را دراحساس تنهائی افراد میدانم

در میان جمع بودن و تنها بودن. در هرمنوتیک چون و

چرائی(تحلیل چگونگی تحلیل)و یا راه و روش تحلیل

 برای تحلیل در رابطه علت معلولی تنهائی

بحث های زیادی شده است و نتیجه حاصل به یک

نقطه رسیده است

کمبود مهر درانسانها و رشد مادیت گرائی:

اگر انسانیت انسان  به تکلم و عقل است و  این

هر دو وسیله اندتا انسان به ارامش برسد ارامش

جسمی و ارامش روحی که من این هر دو را لازم و

 ملزوم هم میدانم و جدا کردن انها را غیر منطقی

 که در احساس تنهائی این ارامش نیست

وقتی خود را تنها احساس نمیکنی که دیگران هم

تو را از خود بدانند و تونیز دیگران را در این صورت

هرکاری که انجام میدهی از صدق دل است و

میدانی که انها هم همینطورندو میرسی به این

نقطه که همه دوستدار تواند و تودوستدار انهاو ریا

و نقاب در چهره هانیست و..............البته که

نااگاهی خود درد دیگری است و مجال دیگر

میطلبد

گر ره دهم اه را از دم بسوزم باد را

حدی است هربیدادرا این حدهجران تا کجا

 

 

نوشته شده توسط فریدون در | | لینک به این مطلب